تبلیغات
پاتــــblogـــوق - حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا(طنز اختصاصی)
 
پاتــــblogـــوق
بروز ترین و بزرگترین پاتوق دختر پسر های ایرونی
                                                        
درباره وبلاگ

سلام به پاتوق بلاگ خوش امدید
ما با جدیدترین وبهترین مطالب اینترنت با شما هستیم.ما نمی گیم بهترین هستیم ولی بهترین ها ما را می پسندند دوستان برای بهتر شدن مطالب وبلاگ لطفا نظر بدید
با تشكر نوكر تون مدیر وبلاگ
پل ارتباطی ما patoghblog2000@yahoo.com
مدیر وبلاگ : آرا پاتوق
نویسندگان
نظرسنجی
این وبلاگ از نظر شما؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

طنز اختصاصی پاتوق 

حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا


اگر از پسرهای پشت كنكور بپرسید برای چه می‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقیقی آنها این خواهد بود: دختربازی .


اگر از دخترها بپرسید: میگویند برای انتخاب شوهر .


حالا تكلیف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را می‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

میدونید توی محیط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اینو بخونید:



* سری به یكی ازخانه های دانشجویی پسرها میزنیم. سه پسر در گوشه ای مشغول پاستور بازی هستند و حسابی جر میزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه یادشان رفته غذا بالای اجاق داردمی‌سوزد
.


* حال سری به خوابگاه دخترها میزنیم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ی اطاق مشغول كشیدن پسری به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صدای آژیر پلیس كه از آن نزدیكی می‌گذرد می‌آید و دخترها از ترس ملحفه ها را ول می‌كنند. پلیس به طرف او می‌آید و چند روز بعد به پسرك می‌گوید ما اصلا شما را ندیده بودیم.


* سری به یكی از كافی شاپهای اطراف دانشگاه میزنیم. یك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتی پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتی هم از هم جدا می‌شوند نه كك این میگزه نه اون.


* سر یكی از كلاسهای درس هستیم 4 پسر پشت سر دختری نشسته‌اند و با تلاش زیاد طوریكه نه دختره و استاد و نه بقیه دانشجویان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوی دختره می نویسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها می‌سوزه و برای آنها سوپ میاره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفی از ظروف خودشان خالی می‌كنند و برای دخترهای دانشجوی همسایه می‌برند كه بله، اینو ما پختیم. دخترها فكر می‌كنند كه اینها دیگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را می‌گیرند. غافل از اینكه پسرها...

 





نوع مطلب : اختصاصی پاتـــــــــblogــــــــوق، 
برچسب ها : پاتوق بلاگ، اختصاصی پاتوق، خنده بازاز، دانشگاه، دانشگاه ۀزاد،